شهین محمدی
در مقالات قبلي ام در باره ي ؛خشونت عليه زنان، خودكشي زنان، قتل هاي ناموسي وساير مسائلي كه مستقيم وغير مستقيم به زنان وجامعه مردسالار مربوط مي شود مطالبي در حد توان ارائه دادم اما نكته اي كه مدتهاست فكرم را به خود مشغول كرده است و پيچيدگي وسعت آن از ديدگاه هاي مختلف موجب به تعويق انداختن نوشتن درباره آن شدم، واما معضلات شديد آن بر زنان روز به روز آزارم مي داد، پديده اي است به نام (طلاق) پديده طلاق به عنوان يكي از آسيب هاي اجتماعي فكر وروح هر انسان مسئولي را به خود مشغول كرده است .اگر چه طلاق در اصل يك پديده ونه يك آسيب اجتماعي مي باشد ودر برخي اوقات به عنوان يك راه حل منطقي براي پايان دادن به يك پيوند نامناسب وبا هدف جلوگيري از آسيب هاي جدي تر راه حل بسيار مناسبي است وهمچنين مانع طلاق هاي خاموش( كه فقط ظاهر زندگي را دارد واز درون هيچ نوع تعلق خاطر وانسجامي در آن زندگي ها وجود ندارد ) مي شود ، اما آنچه بيشتر از هر چيزي فكر بنده را از پديده طلاق به خود مشغول كرده جنبه فرهنگي آن مي باشدكه مخصوص فرهنگ ما(كردستان ) بوده





